افسون زیرک
بنزین دوباره گران شد و مثل همیشه اولین چیزی که به ذهن خیلی ها میرسد، نه فقط عدد روی دستگاه پمپبنزین بلکه حساب و کتاب زندگی است.
کارمندی که هر روز با ماشینش سر کار می رود، راننده ای که درآمد خانوادهاش به چند ساعت بیشتر ماندن پشت فرمان وابسته است و مشابه این همه قبل از هر تحلیل اقتصادی یک سؤال ساده دارند: این افزایش قیمت قرار است کجای زندگی ما جبران شود؟
سالهاست وقتی صحبت از ناترازی بنزین میشود، انگشت اتهام خیلی زود به سمت مردم میرود؛ مردم زیاد مصرف میکنند، بنزین ارزان است و …. اما کمتر پرسیدهایم مردم با چه خودرویی رانندگی میکنند و چه انتخاب دیگری پیش رویشان گذاشته ایم؟

وقتی بخش قابل توجهی از خودروهای تولید داخل مصرف بالایی دارند، وقتی ناوگان فرسوده هنوز در خیابان هاست و وقتی در بسیاری از شهرها حملونقل عمومی گسترده و کارآمد نیست که بتوان خودرو را کنار گذاشت، آیا منصفانه است اولین نسخه برای کاهش مصرف، گران کردن بنزین باشد؟
مردم خودروهای پرمصرف را طراحی نکرد هاند، سالها توسعه اتوبوس و ناوگان عمومی را عقب نینداخته اند و سیاستگذار صنعت خودرو هم نبوده اند. اما عجیب اینکه وقتی نتیجه این کاستیها خودش را در مصرف بالای بنزین نشان میدهد، آخرین حلقه زنجیره- یعنی مردم- باید هزینهاش را پرداخت کنند.
مسئله فقط چند هزار تومان افزایش قیمت یک لیتر بنزین نیست. در اقتصادی که خانوادهها هر روز با افزایش هزینه مسکن، خوراک، درمان و آموزش روبرو هستند، هر افزایش قیمت تازهای یک نگرانی جدید به همان حساب و کتاب پایان ماه اضافه می کند. بنزین هم کالایی نیست که اثر گرانی آن فقط در پمپبنزین متوقف بماند؛ رد آن می تواند تا کرایه، حمل کالا و قیمت بسیاری از خدمات کشیده شود.
کسی منکر ضرورت اصلاح مصرف انرژی نیست. بنزین را هم نمیتوان تا ابد بدون توجه به هزینه تولید و مصرف آن مدیریت کرد. اما اصلاح وقتی پذیرفتنی تر است که مردم ببینند همه طرف های ماجرا سهم خود را پرداخته اند.
اگر قرار است مردم کمتر بنزین مصرف کنند، خودروساز هم باید پاسخگوی خودروی پرمصرف باشد، دولت هم باید حملونقل عمومی قابل اتکا فراهم کند و مدیران نیز بابت سال ها عقبماندگی در اصلاح این ساختار پاسخگو باشند.