چندی قبل شورای شهر برازجان در اقدامی قابل تحسین و البته دور از انتظار که باعث حیرت بسیاری شد یکی از خیابانهای شهر را به نام ” عزیزالله صمیمی ” نامگذاری کرد . عزیز صمیمی علاوه بر اینکه از خانوده معروف و خدمتگزار کمارجی است از پیشکسوتان ورزش شهر و استان بوده و در منصب ریاست تربیت بدنی برازجان و مدیرکلی ورزش استان در دهه های چهل و پنجاه خدمات شایانی در حوزه ورزش انجام داده است.
هر چند این نامگذاری در قبال خدمات عزیز صمیمی ، اندک است و به قول خیام ” غلام است او را ” ، هرچند حق عزیز آقا را بیشتر از نامگذاری یک مثقال خیابان فرعی غیر مهم که به قول دوستی قد دوای چشم است می دانم اما واقعیت این است که از خرس این شورای بی خیال، کندن یک مو هم غنیمت است خصوصأ اینکه شورای شهر در زمان حیات صمیمی که امیدوارم عمرش دراز باد از او یاد کرده و این کار جای تقدیر و دستمریزاد دارد. شاید برای کسی این سئوال پیش بیاید فلانی که معمولأ اهل تقدیر و تشکر آن هم از دولتیان و صاحبان قدرت نبود چه شده امروز قلم در تقدیر شورای شهر تیز کرده؟
واقعیت این است که در این شهر بی در و پیکری که عُلقه شورایش چُرت چلچلی و تخصصش بله قربان گویی به صاحبان قدرت است و به هیچ سُنبه کم زوری نه پاسخگوست نه خود را وامدار می داند ، این شورا می توانست این کار نکند و ککش نگزد ، اخصکش هم نیاید.
شورا می توانست این خیابان را به اسم یک مبارز غیور غیرایرانی نامگذاری کند.
اصلأ می توانست بر لج و رِکه مردم، اسم گل، درخت، بوته، تلی، تنبالی، برکه و گُرویی حتی سولونج و خاراُشتری روی این خیابان بگذارد اما اسم شخصی مثل عزیز صمیمی که از جنس مردم است ، با مردم زندگی کرده و به آنان خدمت کرده را نگذارد . فکر می کنید اگر اینطور می شد کسی چیزی می پرسید؟ یا اگر می پرسید شورا پاسخگو بود؟ اصلأ مگر این شورا بارها بر خلاف خواست و الویت مردم گام برنداشته و مصوبه بیرون نداده و خر خودش را نرانده؟ آب از آب تکان خورد؟ مگر خیلی اوقات کارهای شورا مصداق: من از بهر حسین در اضطرابم / تو از عباس می گویی برایم … نبوده؟
مگر گاهی کسی سئوالی ، اخم و تخمی ، عتابی یا خطابی یا حتی سُک و کُنجیری از یکی از اعضای شورا نسبت به شهردار مادام العمر گارانتی شده بدون حق تعویض دیده است؟
می گویند قبل از انقلاب یکروز دکتر صادق گوهرین استاد فلسفه دانشگاه تهران جلوی پاسبانی ایستاد خم شد و گفت : قربان اجازه بدهید بنده نوک باتوم شما را ببوسم . پاسبان گفت : چرا ؟ دکتر گوهرین جواب داد : آخه شما با این قدرتی که دارید می توانید با این باتون هر کاری دلتان خواست با مردم بکنید کسی هم بازخواستتان نکند اما نمی کنید ( البته دکتر گوهرین در حالی که باتوم را نوازش می کرد طور دیگری گفته بود که بنده برای رعایات نزاکت آنطور ننوشتم) .
حالا حکایت شورای شهر است. این شورا در میان انفعال و بی تفاوتی فعالین مدنی (یکیش خودِ بنده) و برخی رسانه ها و بی خیالی بعضی نهادهای نظارتی می توانست نه تنها این کار را نکند و کسی جیکش درنیاید بلکه خلافش را هم انجام دهد. بنظر شما این نکردنها تشکر ندارد؟
به هر حال بنده به سهم خود از تک تک اعضای شورا بابت این صمیمیت عزیز و این ذوقی که در مورد عزیز صمیمی به کار برده تشکر می کنم ضمنا هم خوشحالم بابت بعضی نکردنها و متشکرم بابت این کردن حتی اگر کم و تُنُک و بی رمق باشد. ان شالله مروایشان همه سال.
هر چند چشمم آب نمی خورد چون این شورا با این پلاچی و دل گُتی تا بخواهد کاری کند سال سر رفته و به قول شاعر:
ما را ز شب وصل چه حاصل که تو از ناز
تا بند قبا باز کنی صبح دمیده است.