بوشهر ۲۴: مهدی تدینی در یادداشتی کوتاه تمام پشتپردههای اصرار ایران به انتقال محل مذاکره از استانبول به مسقط را شرح داده. متن زیر به شکل محاوره نوشته و ما رسمالخط را حفظ کردهایم:
ترکیه یا عمان؟
برداشتم رو دربارهٔ این جابجایی محل مذاکرات بگم — البته تأکید میکنم برداشت منه، بر اساس دقتی که روی اخبار کردم، ممکنه نکاتی باشه که بهش توجه نکرده باشم یا ندونم.
طرح گفتگو به میزبانی ترکیه با فشار اردوغان و نخستوزیر قطر (که همزمان وزیر خارجهش هم هست) چیده شده بود. در این طرح این دو کشور با سایه تهدید جنگ و اصرار دیپلماتیک داشتند ج.ا رو در یک عمل انجامشده میگذاشتند و ابتکار عمل و تصمیمگیری ج.ا رو محدود میکردند تا یک طرح دومرحلهای ایجاد کنند: اول یک طرح کلی برای تعیینتکلیف هستهای از طریق انتقال اورانیوم با غنای ۶۰ درصد و طرح پلکانی برای رفع تحریم در ازای محدودسازی اصل غنیسازی.
مرحلهٔ بعد این بود که با کشوندن پای همهٔ کشورهای منطقه به مذاکرات یه جور صلح ظاهراً منطقهای ایجاد کنند و ج.ا رو برای پارهای محدودیتهای موشکی و نیابتی راضی کنند.
ترکیه و قطر در یک جبههٔ واحد قرار دارند؛ هم به لحاظ اقتصادی و هم سیاسی براشون مهمه ج.ا با آمریکا توافق کنه و سایه جنگ و عواقب احتمالی جنگ رفع بشه — مسئله هم از یک طرف اقتصادیه، از یک طرف سیاسی. اقتصادی رو میتونید حدس بزنید. اما سیاسیش مسئلهٔ اسرائیله. ترکیه و قطر از گسترش نفوذ اسرائیل نگرانند — پیشترها عرض کردهم که ترکیه هم بخواد از رویارویی با اسرائیل طفره بره، اسرائیل دیگه ترکیه رو تهدید اصلی خودش میدونه (میدون گروکشی هم که سوریهست). ممکنه ترکیه و قطر هر کدوم یه انگیزهٔ سومی هم داشته باشند: ترکیه روی احتمال تحرکات کردها حساس باشه (در صورت جنگی تمامعیار و بیثباتی)، و قطر نگران باشه هدف موشک قرار بگیره و مجبور به ورود به جنگ بشه.
بنابراین این فشار ترکیه و قطر و دعوت از کشورهای خاورمیانه به مذاق طرف ایرانی خوش نیومد و فهمید ابتکار تصمیمگیریش محدود شده، ترجیح داد برگرده به گزینه عمان که همیشه کاملاً مطابق میل طرف ایرانی میانجیگری میکنه: یه میانجیگری کاملا خنثا بدون هیچ انگیزهٔ پنهان.
اما خب این سوئیچ از ترکیه به عمان شانس موفقیت گفتگو رو هم در شرایط فعلی کم میکنه.
