علی صالحآبادی
یکی از شاخصهای مهم حکمرانی، پایین بودن تورم یکرقمی و در محدوده صفر تا پنج است. حدود ۱۰۰ کشور جهان تورم یکرقمی دارند. وقتی تورم دورقمی یا سهرقمی میشود، زنگ خطر برای زندگی به صدا درمیآید، چون تورم زندگی و سفره مردم را به هم میریزد و سفرهها را کوچک میکند.

البته تورم مزمن که چند دهه است در ایران جریان دارد، دلایل مدیریتی، حکمرانی، تحریم و تقابل ما با غرب دارد. اینها واقعیتهای امروز جامعه است. انتظار این است که در میانه جنگ، حداقلهای زندگی مشابه دوران جنگ هشتساله برای مردم فراهم شود.
در گزارش اخیر مرکز آمار ایران، تورم ۱۲ ماهه منتهی به اسفند ۵۰.۶ درصد بوده که به گفته صاحب نظران در چند دهه گذشته بیسابقه بوده است. معنای این تورم این است که هزینه زندگی در سال گذشته نسبت به سال ۱۴۰۳ بیشتر از ۵۰ درصد بوده است. یعنی قدرت خرید مردم ۵۰ درصد کاهش داشته است.
همچنین تورم نقطه به نقطه اسفند ۱۴۰۴ نسبت به اسفند ماقبل، ۷۱.۷ درصد بوده است؛ یعنی هزینه زندگی طی اسفند قبل و اسفند قبلتر بیش از ۷۰ درصد بوده است.
جنگ همچنان ادامه دارد و دورنمای توقف آن دیده نمی شود. دشمن در یک اقدام جنایتکارانه به تخریب زیرساختها روی آورده است. این اتفاق شرایط بدی را برای کشور رقم میزند. بمباران فولاد مبارکه و فولاد خوزستان و … اثر منفی بر تولید و صنعت میگذارد.
مهمتر اینکه ترامپ تهدید کرده که قصد زدن پلها، نیروگاهها و پالایشگاهها و … را دارد. این اقدام مغایر و در تقابل با آن ادعای مضحکی است که ترامپ گفته جنگ را به خاطر حمایت از ایرانیان آغاز کرده است. اگر نتیجه جنگ فلاکت و بدبختی برای ایرانیها و به قول او بردن ایران به عصر حجر باشد، آیا این خدمت به ایرانیان است یا خیانت به آنها؟
مردم ایران، چه موافق حکومت و چه مخالف آن، با زدن زیرساختها مخالفند و فریاد میزنند که زیرساختها را نزنید چون زندگی تباه می شود.
در شرایطی که چشمانداز اقتصاد نامشخص است و اگر روند به همین منوال پیش برود، امکان دارد تورم سهرقمی در راه باشد؛ موضوعی که میتواند آثارش برای مردم زیانبار باشد.