داود علیزاده
این روزها بوشهر حالوهوای عجیبی دارد. بعد از آخرین تهدید دونالد ترامپ درباره احتمال حمله به نیروگاههای برق، این پرسش در ذهن بسیاری از مردم شکل گرفته است: آیا نیروگاه اتمی بوشهر میتواند یکی از اهداف حمله باشد؟
وقتی با مردم صحبت کنیم. از نمیدانم و نظری ندارم گفتنها که بگذریم؛ معمولاً دو نگاه متفاوت شنیده میشود. بعضی معتقدند با توجه به پیامدهای بسیار خطرناک حمله به یک نیروگاه هستهای (از احتمال نشت مواد رادیواکتیو گرفته تا آلودگی گسترده محیط زیست، تهدید سلامت مردم و حتی اثرگذاری بر کشورهای همسایه) بعید است که کسی چنین خطای بزرگی مرتکب شود.

اما در مقابل، گروهی دیگر با اشاره به اتفاقات ماههای اخیر نظر دیگری دارند. آنها میگویند وقتی درگیریها به حمله به زیرساختهای انرژی، اقتصادی و حتی زیرساختهای حیاتی زندگی مردم مانند پلها و راهها رسیده، دیگر نمیتوان با اطمینان گفت که چنین سناریویی ناممکن است. همین تردید و دوگانگی است که فضای ذهنی شهر را سنگین کرده است.
در چنین فضایی طبیعی است که مردم به دنبال پاسخ باشند. اما مسئله اینجاست که بسیاری از پرسشهایی که امروز با اضطراب مطرح میشوند، درباره آنها سالهاست که باید فکر میشد. وقتی تهدیدها جدیتر میشود و نام تأسیسات هستهای در میان میآید، ناگهان موجی از سؤالها در افکار عمومی مطرح میشود: اگر آلودگی هستهای رخ دهد چه باید کرد؟
مردم چگونه باید از خود محافظت کنند؟ قرص ید چیست و چه کاربردی دارد؟ چه زمانی باید مصرف شود و چه زمانی نباید مصرف شود؟ آیا بوشهر پناهگاههای اضطراری دارد؟ در صورت وقوع حادثه، شهروندان باید چه کنند؟
در شبانه روز گذشته موجی از تصاویرنوشتهها، بروشورها، متنهای خلاصه در این خصوص دارد در فضای مجازی از سوی منابع مختلف منتشر میشود. گویی ما در چنین لحظههایی شبیه دانشآموز یا دانشجویی میشویم که یک ترم کامل درس نخوانده و حالا در شب امتحان، ناگهان با انبوهی از کتابها و جزوهها روبهرو شده است. با اضطراب صفحهها را ورق میزند و تلاش میکند در چند ساعت چیزی را بفهمد که قرار بود طی ماهها یاد بگیرد. حکایت این روزهای ما هم کموبیش همین است؛ ناگهان میخواهیم درباره موضوعی بسیار پیچیده و حیاتی، در زمانی کوتاه همه چیز را بدانیم.
در بسیاری از کشورها این وضعیت متفاوت است. سالهاست که برای سناریوهای اضطراری مانند حوادث هستهای، دستورالعملهای مشخص، آموزشهای عمومی و نظام اطلاعرسانی شفاف وجود دارد. شهروندان میدانند اگر اتفاقی بیفتد باید به چه منابعی مراجعه کنند، چه اقداماتی انجام دهند و از چه کارهایی پرهیز کنند. چنین آمادگیای باعث میشود در لحظه بحران، ترس و شایعه جای عقلانیت و برنامهریزی را نگیرد. اما در جامعه ما معمولاً این موضوعات تا زمانی که سایه خطر نزدیک نشود، چندان جدی گرفته نمیشوند.
در همین روزها میتوان نمونهای از این سردرگمی را دید. بسیاری از مردم ناگهان به دنبال تهیه قرص ید افتادهاند و حتی برخی تصور میکنند اگر این قرص را تهیه کنند و مصرف کنند، در برابر یک حمله یا آلودگی هستهای مصون خواهند شد؛ گویی نوعی «رویینتنی» ایجاد میکند.
در حالی که واقعیت چنین نیست. قرص ید تنها در شرایط بسیار خاص و آن هم با دستور مقامهای بهداشتی مصرف میشود. کارکرد اصلی آن این است که از جذب ید رادیواکتیو توسط غده تیروئید جلوگیری کند و آن هم فقط در بازه زمانی مشخصی مؤثر است. این قرص نه از تمام انواع تابش رادیواکتیو محافظت میکند، نه بدن را در برابر همه پیامدهای آلودگی ایمن میسازد و نه مصرف خودسرانه آن بیخطر است. بنابراین تبدیل کردن آن به یک راهحل جادویی، بیشتر ناشی از اضطراب و کمبود اطلاعات دقیق است تا واقعیت علمی.
با همه این احوال واقعاً امیدواریم که چنین حادثهای نه در بوشهر بلکه در هیچجای جهان نیز رخ ندهد و از این مرحله نیز به سلامت عبور کنیم.
منبع: بامداد جنوب