عبدالرحمن برزگر
مدتی پیش در قالب برنامه ای ویدئویی و گفتمان محور سه برنامه تحت عنوان “روایت حاشیه”را دنبال کردم. نشست اول با حضور علی احمدی مدیر مسئول پایگاه خلیج فارس با موضوع فرصت ها و چالش ها، نشست دوم باعنوان انرژی در ایران با حضور داوود حاجی نژاد و نشست سوم نیز با حضور خضر خلیلی با عنوان صنعت فولاد ایران پس از جنگ رمضان در کتابخانه مصلحیان بوشهر برگزار شد که در نوع خود برای نخستین بار با ساختاری متفاوت تولید و عرضه شد که به سهم خود از دست اندرکاران و تولیدکنندگان این برنامه ی وزین تشکر می نمایم.
آنچه در ژرفای روایت ها بر می آمد تناسب ها و عدم تناسب ها در جامعه بود. وقتی در جامعه سوال به وفور تولید شود و مردم با عدم پاسخ منطقی روبرو شوند، تناسب ها از بین می رود و شکل دیگری از روایتمندی واقعی رخ می نماید.

و اما تناسب میان داشتهها و خواسته ها
بنظر می رسد جامعه دچار سوءتفاهم با خویش شده و تناسب میان داشته و خواسته ها در مطالبات متعدد و به حق جامعه در لابلای نیازهای مردم کلافی سر در گم شده است.
از تجمع دانش آموزان در استان همجوار جهت گرفتن امتحان حضوری عدم حضور دانشجویان سر کلاس ها، از اصناف تا تجار و بطور کلی در حوزه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی، جامعه درگیر دوگانگی است. در این میان هنر و فرهنگ میتواند این سوءتفاهم را به گفتوگو و سپس به تفاهم تبدیل کند.
مصادیق فراوان و ملموسی وجود دارد تا عدم تناسب های جامعه را مطرح کرد. فارغ از هر نوع داوری در این زمینه نشانه هایی وجود دارد که عدم توجه به این مقوله می تواند به سطح ناهمگون تناسب ها منجر شود و به سر درگمی در جامعه دامن بزند.
بی گمان این بدان معناست که برای عبور یا بهتر بگوییم گذار از تلخ کامی ها، فرهنگ و هنر می تواند راهگشای بسیاری از مشکلات باشد.
هنر میتواند واقعیت را روایتمند، قابل لمس و قابل درک کند. همانطور که با هنر می توان بی محابا تازید، با هنر هم می شود مسایل را منطقی مطرح کرد و هم با ظرافت و پذیرش عمومی در حل آن کوشید. همان کاری که صدا و سیما ناتوان در حل آن و تا جایی پیش می رود که نشانی از تناسب در تولیداتش برای آحاد جامعه شاهد نیستیم.
این همان نقطهای است که هنرمندان میتوانند نقش شفافکننده، آرامکننده و تفسیرکننده برعهده بگیرند. البته هنرمند، زمانی می تواند در حل مشکلات کمک کند که ابتدا بتواند آنها را بدون ترس و بدون هیجان ارائه نماید.
هنر میتواند این گذار را ممکن سازد؛ چراکه اثر هنری با برانگیختن حس مشترک، فضا را از دوگانهسازی خارج میکند و امکان گفتوگو را افزایش میدهد. وقتی مردم بتوانند از دریچه هنر درباره یک مسئله فکر کنند، آن مسئله از سطح تنش به سطح اندیشه منتقل میشود. و میان “آنچه دارد” و “آنچه میخواهد” به درازای هر نسل نمیبیند، طبیعی است که امید خود را از دست بدهد، اما هنر قادر است امیدی از جنس “امکان” نه رویایی و نه شعاری، بلکه همان چیزی که به نام “تابآوری جمعی” مینامند را عرضه نماید.
گویا تمامی این واقعیت ها از دید متولیان مغفول مانده و جامعه هنری را از فهرست اولویت ها و گفتمان جامعه حذف شده است.
می توان در باز تعریف این رویکرد چنین توصیه نمود:
ایجاد فضای امن برای بیان هنرمندانه
امنیت بیان نه به معنای تشویق به التهاب، بلکه به معنای فراهم کردن بستر گفتگوی محترمانه و خلاقانه است.
حمایت از شبکههای فرهنگی مثل انجمن ها و آموزشگاههای هنری
تشکیل کارگروههای فرهنگی میتوانند بهترین نقطه اتصال میان مردم و هنرمندان باشند.
تقویت رسانههای جمعی
رسانه ها زمانی مؤثر هستند که بهجای هیجانسازی، به تحلیل و تبیین بپردازد و پلی میان مردم و فهم عمیق مسائل بسازد. در پلتفرم های موجود ایرانی انواعی از رسانه ها و پایگاههای خبری ملی و استانی وجود دارند که هر یک مخاطبینی دارند.
قابل توجه متولیان فرهنگی، در استان بوشهر بیش از ۱۰۰ گروه و پایگاه خبری وجود دارد که برای گفتمان و تناسب سازی جامعه به دور از تنش، فضایی برای فهم بهتر تلقی می شوند.