۱۷ مرداد ۱۴۰۵

خبرهایی که هرگز منتشر نمی‌شوند

بوشهر ۲۴: بعضی خبرها توقیف نمی‌شوند؛ اصلاً متولد نمی‌شوند. نه کسی زنگ می‌زند و می‌گوید ننویس، نه نامه‌ای می‌آید که انتشارش ممنوع است. نه حتی سردبیر لزوماً چیزی می‌گوید. خبرنگار فقط چند ثانیه بیشتر به صفحه خیره می‌شود، جمله را دوباره می‌خواند، اسم‌ها را نگاه می‌کند و بعد آرام می‌گوید: «ولش کن… دردسر می‌شود.» و فایل بسته می‌شود!

به گزارش بوشهر ۲۴ به نقل از ایسنا؛ شاید هیچ‌کس هیچ‌وقت نفهمد آن خبر چه بود؛ گزارشی از یک تصمیم اشتباه، گفت‌وگویی با یک منتقد یا حتی یک سؤال ساده که پاسخ خوشایندی نداشت. این، بخش ثبت‌نشده تاریخ روزنامه‌نگاری ماست؛ خبرهایی که نه توقیف شدند، نه سانسور، نه حتی نوشته شدند.

برای همین وقتی از آزادی مطبوعات حرف می‌زنیم، نباید فقط سراغ روزنامه توقیف‌شده یا خبرنگار بازداشت‌شده برویم. بخش دشوارتر ماجرا جایی اتفاق می‌افتد که سانسور، پیش از رسیدن به کاغذ، وارد ذهن می‌شود.

خودسانسوری صدای قیچی ندارد؛ فقط یک جمله را پیش از تولد می‌کشد.

خبرنگار از کجا می‌فهمد چه چیزی را ننویسد؟

هیچ خبرنگاری روز اول کارش دفترچه‌ای دریافت نمی‌کند که در آن نوشته باشد این را بنویس و آن را ننویس. مرزها به‌تدریج شناخته می‌شوند؛ از خبری که منتشر شد و بعد تلفن‌ها شروع شد، از مسئولی که گفت «این بخش را چرا آوردی؟»، از روابط عمومی‌ای که هشدار داد «اگر این‌طور منتشر کنید، دیگر همکاری نمی‌کنیم»، از همکار قدیمی‌ای که گفت: «خودت را درگیر نکن.»

آن‌قدر این تجربه‌ها تکرار می‌شوند که خبرنگار، پیش از آن که کسی جلوی قلمش را بگیرد، خودش می‌داند کجا ترمز کند.

ممکن است از نظر فکری مستقل باشد، اما استقلال فکری با امکان عملیِ مستقل نوشتن یکی نیست.

روی کاغذ، آزادی وجود دارد

در نظام حقوقی ایران، آزادی مطبوعات به‌عنوان یک اصل به رسمیت شناخته شده است. اصل ۲۴ قانون اساسی، آزادی مطبوعات و نشریات را به رسمیت می‌شناسد و محدودیت آن را به موارد مشخصی مرتبط می‌کند. قانون مطبوعات نیز در کنار تعیین مسئولیت‌ها و حدود قانونی رسانه، بر حق انتشار مطالب و نقد تأکید دارد. قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات نیز بر این ایده استوار است که اطلاعات عمومی نباید ملک شخصی دستگاه‌های عمومی باشد.

بنابراین مسئله را نمی‌توان به این گزاره تقلیل داد که «در ایران هیچ حقی برای رسانه وجود ندارد»، مسئله دقیق‌تر این است: فاصله میان حقی که روی کاغذ وجود دارد و حقی که خبرنگار در اتاق خبر تجربه می‌کند، چقدر است؟

مسئله فقط آزادی نیست؛ استقلال است

یک خبرنگار ممکن است از نظر حقوقی مجاز به انتشار یک خبر باشد، اما اگر برای ادامه کارش به یک منبع، یک مدیر، یک آگهی‌دهنده یا یک نهاد وابسته باشد، آیا واقعاً مستقل است؟

استقلال رسانه فقط سیاسی نیست؛ اقتصادی هم هست.

رسانه‌ای که منابع مالی پایدار ندارد، خبرنگار حرفه‌ای را حفظ نمی‌کند. خبرنگاری که امنیت شغلی ندارد، آسیب‌پذیرتر است. رسانه‌ای که برای بقا بیش از اندازه به یک منبع مالی وابسته است، ممکن است حتی بدون دستور مستقیم، در انتخاب موضوع و لحن محتاط‌تر شود.

وقتی رسانه فقط برای ارتزاق شکل می‌گیرد

یکی از پیامدهای خودسانسوری، کمرنگ شدن مرجعیت رسانه‌های داخلی است. وقتی مخاطب احساس کند رسانه همه واقعیت را نمی‌گوید یا امکان طرح همه پرسش‌ها را ندارد، به‌تدریج اعتماد خود را از دست می‌دهد و برای یافتن پاسخ به منابع دیگری مراجعه می‌کند.

اما در استان بوشهر پدیده دیگری نیز قابل مشاهده است. تعداد رسانه‌ها و درخواست‌های صدور مجوز رسانه در استان قابل توجه است؛ تا جایی که در برخی موارد، یک فرد مالک یا مدیر چند رسانه است. این افزایش تعداد رسانه‌ها الزاماً به معنای توسعه روزنامه‌نگاری نیست. بخشی از این رسانه‌ها فقط با هدف ارتزاق از صنعت شکل گرفته‌اند و کارکرد اصلی آنها نه تولید خبر و گزارش حرفه‌ای، بلکه بهره‌مندی از منابع مالی صنعت است.

در چنین شرایطی، رسانه به‌جای آن که از اعتماد مخاطب و کیفیت محتوای خود ارتزاق کند، به رابطه اقتصادی با صنعت وابسته می‌شود. نتیجه آن است که مرز میان روزنامه‌نگاری، روابط عمومی و منافع مالی کم‌رنگ می‌شود و مرجعیت رسانه‌های داخلی بیش از پیش آسیب می‌بیند.

آنچه دیده نمی‌شود

بازداشت خبرنگار را می‌توان شمرد. توقیف روزنامه را می‌توان ثبت کرد. احضار را می‌توان گزارش کرد. اما خبرنگاری را که اصلاً جرئت نکرده است سراغ یک موضوع برود، نمی‌توان اندازه گرفت.

نمی‌دانیم چند گزارش نوشته نشده، چند مصاحبه انجام نشده، چند سؤال پرسیده نشده و چند تیتر نرم‌تر شده است. خودسانسوری دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود؛ جایی که هیچ‌کس چیزی نگفته، اما خبرنگار می‌داند.

خبرنگار مستقل، خبرنگار مخالف نیست

این شاید مهم‌ترین سوءتفاهم درباره رسانه باشد. خبرنگاری که از یک سیاست دولت انتقاد می‌کند، الزاماً ضد دولت نیست. خبرنگاری که عملکرد یک مدیر را زیر سؤال می‌برد، الزاماً مخالف نظام نیست. همان‌طور که خبرنگاری که از یک طرح دولتی دفاع می‌کند، الزاماً وابسته نیست.

استقلال یعنی خبرنگار بتواند موفقیت را بنویسد، شکست را هم بنویسد؛ ادعا را بررسی کند و اگر نادرست بود، آن را نیز بگوید. خبرنگار نباید به بلندگوی هیچ‌کس تبدیل شود؛ نه قدرت و نه مخالفان قدرت.

رسانه ضعیف فقط جامعه را ضعیف نمی‌کند

وقتی رسانه نمی‌تواند آزادانه و حرفه‌ای گزارش کند، فقط مردم ضرر نمی‌کنند. حکومت هم بخشی از چشم و گوش خود را از دست می‌دهد. هیچ ساختار بزرگی نمی‌تواند از همه ناکارآمدی‌ها، نارضایتی‌ها و خطاهای اجرایی باخبر باشد. رسانه می‌تواند این فاصله را پر کند.

اگر خبرنگار فقط مجاز باشد خبرهای خوب را منتقل کند، بخشی از واقعیت حذف می‌شود و حکمرانی بدون دیدن واقعیت، دیر یا زود به تصمیم‌های اشتباه می‌رسد.

آزادی بدون مسئولیت

دفاع از آزادی رسانه به معنای دفاع از هر چیزی که به نام رسانه منتشر می‌شود نیست. خبر جعلی، شایعه، تهمت، نقض حریم خصوصی و انتشار اطلاعات تأییدنشده، آزادی رسانه نیست. رسانه مستقل باید منبع را بررسی کند، به طرف مقابل فرصت پاسخ بدهد، خبر را از تحلیل جدا کند و اگر اشتباه کرد، اصلاح کند.

استقلال بدون مسئولیت می‌تواند به بی‌اعتمادی منجر شود؛ همان‌طور که محدودیت بدون شفافیت.

شاید باید سؤال را عوض کنیم

سال‌هاست می‌پرسیم: «خبرنگار ایرانی چقدر آزاد است؟» شاید سؤال دقیق‌تر این باشد: خبرنگار ایرانی چقدر می‌تواند مستقل بماند؟ ممکن است قانون آزادی مطبوعات را به رسمیت بشناسد، اما خبرنگار برای دسترسی به اطلاعات با درهای بسته مواجه شود. ممکن است رسانه مجوز داشته باشد، اما برای انتشار یک گزارش با فشارهای مختلف روبه‌رو شود. ممکن است هیچ‌کس مستقیم نگوید «ننویس»، اما تجربه‌های قبلی آن‌قدر روشن باشند که خبرنگار خودش بداند چه چیزی را نباید بنویسد.

آزادی یعنی کسی قلمت را از دستت نگیرد؛ استقلال یعنی خودت، از ترس، قلمت را زمین نگذاری.

خبرهایی که هنوز نوشته نشده‌اند

برگردیم به همان صبح. خبرنگار پشت میز نشسته. فایل باز است. مصاحبه انجام شده. عددها بررسی شده‌اند. منبع دوم هم تأیید کرده. طرف مقابل هم فرصت پاسخ داشته است. تیتر آماده است. فقط یک سؤال باقی مانده: «منتشرش کنم؟!»

این بار مسئله فقط خبرنگار نیست. مسئله جامعه‌ای است که باید بداند چه اتفاقی برایش می‌افتد. مسئله مدیری است که باید بداند کجای کارش ایراد دارد. مسئله رسانه‌ای است که باید بتواند نقد کند، اصلاح کند و اعتماد بسازد. و مسئله حکمرانی است که اگر از نقد نترسد، بیشتر می‌بیند، زودتر می‌فهمد و شاید پیش از آنکه یک مشکل کوچک به بحران تبدیل شود، آن را اصلاح کند.

خبرنگار قرار نیست قهرمان باشد، دشمن باشد یا بلندگوی هیچ قدرتی. فقط باید بتواند سؤال بپرسد و شاید تمام فلسفه روزنامه‌نگاری حرفه‌ای در همین جمله خلاصه شود: وقتی چیزی را می‌بینی، حق داشته باشی بپرسی چرا؟

چون بعضی خبرها اگر منتشر نشوند، ناپدید نمی‌شوند؛ فقط از صفحه روزنامه حذف می‌شوند و جایی دیگر، در واقعیت، به زندگی ادامه می‌دهند و شاید بدترین خبر، نه آن خبری باشد که توقیف شد؛ بلکه آن خبری باشد که هیچ‌گاه جرئت نکردیم آن را بنویسیم.

روز خبرنگار مبارک!

لینک کوتاه:
https://booshehr24.ir/?p=48406

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه ترین خبرها