۷ شهریور ۱۴۰۴

الیاس احمدحسینی

خبر کوتاه بود اما تکان‌دهنده: نیروی انتظامی دیلم برای مقابله با تردد خودروهای موسوم به “شوتی”، اقدام به حفر خندق در مسیرهای روستایی از جمله بنه‌خاطر، کنارکوه، حاج‌حیدری و عامری کرده بود؛ اقدامی که با دخالت دادستان متوقف شد. اگرچه این توقف، اقدامی مسئولانه از سوی دادستان تلقی می‌شود، اما اصل ماجرا نشان‌دهنده عمق یک بحران است؛ بحرانی که در بطن خود، ضعف حکمرانی، نادیده‌انگاشتن واقعیت‌های اجتماعی و بی‌توجهی به ساختارهای اقتصادی کشور را فریاد می‌زند.

خودروهای شوتی دیگر صرفاً وسیله‌ای برای قاچاق نیستند؛ بلکه تبدیل به یک پدیده‌ی اجتماعی-اقتصادی شده‌اند. شوتی‌ها نسل امروز رانندگانی نیستند که صرفاً سودای سود دارند، بلکه بخشی از جامعه‌ی فراموش‌شده‌اند که در غیاب فرصت‌های شغلی و نبود سیاست‌های حمایتی به این مسیر پرخطر کشیده شده‌اند. بسیاری از آن‌ها، اگر شغلی پایدار یا سرمایه‌ای اندک در اختیار داشتند، هرگز جان خود را برای «نان» به خطر نمی‌انداختند.

پدیده شوتی اکنون واجد مختصات یک خرده‌فرهنگ است: موسیقی خاص، زبان خاص، صفحات مجازی پرمخاطب، حتی نمادهای خاص. شوتی حالا نه‌فقط یک شغل، بلکه یک سبک زندگی است. اما چه چیزی باعث شده تا چنین پدیده‌ای نه‌تنها باقی بماند، بلکه گسترده‌تر شود؟

پاسخ در یک چرخه‌ی باطل نهفته است: بازرگان کالایی را از طریق مجاری قانونی وارد می‌کند، اما در توزیع داخلی آن با موانع قانونی و امنیتی روبه‌رو می‌شود؛ همین خلأ، جایی برای خودروهای شوتی باز می‌کند تا نقشی پررنگ در جابه‌جایی غیررسمی کالا ایفا کنند. در چنین فضایی، قانون و اقتصاد از هم گسسته‌اند و نتیجه، شکل‌گیری ساختارهای موازی، فساد و ناامنی در جاده‌هاست.

خندق‌هایی که برای متوقف‌کردن شوتی‌ها کنده می‌شوند، در واقع نمادی از رویکردی تقلیل‌گرایانه به مسئله‌ای ریشه‌دار هستند. ما با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که حاصل یک سیستم معیوب است، نه صرفاً یک قانون‌گریزی ساده. آمار تصادفات مرگبار، درگیری با مأموران، جان‌باختن رانندگان و خسارات مالی و انسانی همه نشانه‌هایی هستند که باید سیاست‌گذاران را به تأمل وادارند.

واقعیت این است که نمی‌توان با بولدوزر، فقر را کند و با خندق، نابرابری را مهار کرد. اگر تدبیری ساختاری در حوزه توزیع، اشتغال و حمایت‌های اقتصادی اتخاذ نشود، نه‌تنها شوتی‌ها از بین نخواهند رفت، بلکه هر روز شکل تازه‌تری به خود می‌گیرند. در نهایت، این مردم‌اند که زیر چرخ‌های سوءمدیریت له می‌شوند؛ همان مردمی که به جای خندق، به جاده‌ای برای عبور از بحران‌ها نیاز دارند.
منبع: گناوه آنلاین

لینک کوتاه:
https://booshehr24.ir/?p=5243

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه ترین خبرها