۱۰ تیر ۱۴۰۵

آب، نان، بمب و آزادی!

محمد فاضلی

من از ابتدا تکلیفم با خودم مشخص بوده است. معتقد بوده‌ام حمله به ایران شر مطلق است و جز فقر و فلاکت و ویرانی به بار نمی‌آورد. جنگ برای آلمان و ژاپن هم ویرانی و فلاکت به بار آورد؛ و بعد از جنگ تحت سازوکارها و جهان متفاوتی، با هزینه‌های گزاف انسانی و اقتصادی، خودشان را بازسازی و نوسازی کردند.

تکلیفم با نظام سیاسی هم مشخص است. عمر حرفه‌ای من در نقد سیاسی و اجتماعی، آگاهی‌رسانی اجتماعی و کمک به اصلاح حکمرانی گذشت. تلاش کردم منتقد واقع‌بینی باشم که گفتار و عملش بر درد و رنج مردم نیفزاید، و به قدر ذره‌ای به تلاش تاریخی ایرانیان برای ساختن، توسعه، آزادی و دموکراسی کمک کند. آینده هم نویسنده‌ی منتقدِ سکولار به زعم خودم واقع‌بینِ نظام سیاسی خواهم بود.

عطف به موضع خودم نسبت به جنگ و نظام سیاسی، معتقدم قدرت‌های استعماری منطق منافع خود را دارند و این جنگ در درجه اول محصول مناقشات ژئوپلتیک است. اما گروهی آرزوی جنگ داشتند، هر چند مدعی‌اند عاملیتی در شروع آن نداشته‌اند اما بالاخره آن‌قدر عاملیت داشتند که ترامپ امروز گفته «وقتی مردم ایران صدای بمب‌ها را نمی‌شنوند ناراحت می‌شوند. آن‌ها می‌خواهند صداهای بمب‌ها را بشنوند، چون می‌خواهند آزاد باشند.»

ایران تنها دارایی مشترک ماست، برای ویرانی آن شادی نکنیم. بدون جغرافیایی که در آن زندگی امن و انسانی امکان‌پذیر باشد (هر قدر عادلانه‌تر، بهتر)، تحقیر می‌شویم؛ و بدون آن، آزادی که هیچ، فقط خشونت کور سر برمی‌آورد و جز رنج نصیب‌مان نمی‌شود.

مسئولیت درمان دردهای ایران را – هر قدر سخت و طولانی – خودمان بپذیریم، هزینه‌اش را خودمان بپردازیم، و حتی در ذهن نیز رسیدن به آزادی را به بمب‌ها برون‌سپاری نکنیم.

ایران جان، دردت به جانم، تو بمان! عزیزِ دلم، تو خانه ما باش! ما به خون جگر، دردهایت را درمان می‌کنیم؛ آزادی و عدالت را هم به چنگ می‌آوریم. تو بمان!

لینک کوتاه:
https://booshehr24.ir/?p=37438

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه ترین خبرها