۹ تیر ۱۴۰۵

جنگ-صلح و مسئولیت کلام آقای نماینده

عبدالرحمن برزگر

در هر جامعه‌ای، واژه‌ها صرفاً ابزار بیان نیستند؛ بلکه می‌توانند جهت‌دهنده افکار عمومی، سازنده امید یا برانگیزاننده اضطراب باشند. به‌ویژه زمانی که این واژه‌ها از زبان فردی بیان می‌شود که در جایگاه نمایندگی مردم قرار دارد، وزن و پیامد آن چند برابر می‌شود. از این رو، سنجیدگی در اظهارنظر، توصیه اخلاقی ساده نیست، بلکه یک ضرورت ملی است.

اخیراً جعفر پورکبگانی، نماینده مردم شریف بوشهر، گناوه و دیلم در مجلس شورای اسلامی، در نشست هم‌اندیشی با فعالان فرهنگی در امامزاده قاسم (س)، ضمن شنیدن دغدغه‌ها، به طرح مطالبی در خصوص «جنگ رمضان» در سطح ملی، فراملی و استان بوشهر پرداخت. مهم‌ترین بخش این سخنان برای بنده که فعال فرهنگی هستم، توصیه‌ای بود که خطاب به استاندار مطرح شد: «برای جنگ دو سال خودمان را آماده کنیم»!! (به نقل از پایگاه خبری خلیج فارس).

صرف‌نظر از نیت گوینده، چنین عباراتی در فضای عمومی جامعه، آن هم در شرایطی که منطقه و جهان درگیر تنش‌های مزمن جنگ‌ و لفاظی های فزاینده دشمنان هستند، می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک تحلیل یا پیش‌بینی داشته باشد. وقتی از زبان یک مسئول سخن از آمادگی دو ساله برای جنگ به میان می‌آید، این پرسش در ذهن افکار عمومی شکل می‌گیرد که آیا تاریخ جنگ نیز اکنون تعیین شده است؟ آیا قرار است جامعه به استقبال یک وضعیت اضطراری ممتد برود؟

جنگ، اگر به عنوان یک «عادت» در گفتمان عمومی نهادینه شود، به‌تدریج به نوعی رخوت و بی‌حسی اجتماعی تبدیل می شود. جامعه‌ای که مدام در معرض روایت‌های جنگی و تهدیدمحور قرار گیرد، یا دچار اضطراب مزمن می‌شود، یا برای بقا به نوعی سازگاری ناخواسته تن می‌دهد. در چنین شرایطی، تحلیل‌های رسمی و غیررسمی برای توجیه وضعیت، جای گفت‌وگوی عقلانی را می‌گیرد و دو سوی ماجرا ــ چه در میدان و چه در عرصه دیپلماسی ــ در رقابتی پنهان برای تثبیت روایت خود قرار می‌گیرند.

در این میان، مردم بیش از همه متحمل هزینه می‌شوند. تحمیل قدرت چه در میدان جنگ و چه در میز دیپلماسی، در بلندمدت می‌تواند به ابزاری برای تنظیم موازنه‌های سیاسی بدل شود، اما جامعه‌ای که میان شعارهای تند و ضرورت‌های جنگ گرفتار شود، دچار سردرگمی خواهد شد. از یک سو، همراهی نکردن با شعارهای حماسی ممکن است به برچسب‌زنی‌های سیاسی بینجامد و از سوی دیگر، مطالبه صلح و عقلانیت، خلاف جریان غالب تلقی شود. نتیجه چنین دوگانه‌ای، فرسایش تدریجی سرمایه اجتماعی و خستگی چند نسل از جامعه است.

نماینده مردم، پیش از هر چیز وکیل افکار، امنیت روانی و منافع ملموس شهروندان حوزه انتخابیه خویش است. اراده‌ای که فاقد پشتوانه منطقی و تحلیل دقیق باشد، می‌تواند هزینه‌های پنهانی بر جامعه تحمیل کند؛ هزینه‌هایی که در قالب شوک‌های احساسی، نگرانی‌های اقتصادی، بی‌ثباتی ذهنی و کاهش اعتماد عمومی خود را نشان می‌دهد.

در شرایطی که مردم با دغدغه‌های معیشتی و اشتغال روبه‌رو هستند، طرح مکرر گفتمان جنگی می‌تواند اولویت‌ها را دگرگون و فضای روانی جامعه را ملتهب سازد.

بی‌تردید دفاع از امنیت ملی و آمادگی در برابر تهدیدها، حقی بدیهی برای هر کشور است؛ اما تفاوتی بنیادین میان «آمادگی عقلانی» و «بازنمایی هیجانی» وجود دارد. اولی بر پایه تدبیر، برنامه‌ریزی و حفظ آرامش عمومی استوار است و دومی می‌تواند به دوگانگی، تشتت و کاهش انسجام اجتماعی بینجامد.

امروز بیش از هر زمان دیگر، جامعه نیازمند گفتمان وحدت‌آفرین، امیدبخش و مبتنی بر عقلانیت است. مسئولان و نمایندگان مردم باید آگاه باشند که هر جمله آنان، نه صرفاً یک اظهار نظر شخصی، بلکه بخشی از حافظه جمعی و افق آینده‌نگر جامعه را شکل می‌دهد. در هنگامه‌ای که جهان با چالش‌های پیچیده روبه‌روست، آنچه می‌تواند کشور را از فرسایش در امان بدارد، سنجیدگی در کلام، واقع‌گرایی در تحلیل و ترجیح منافع بلندمدت ملت بر هیجانات زودگذر است.

صلح و ثبات، نیازمند شجاعت در گفت‌وگو و مسئولیت‌پذیری در بیان است؛ و این مسئولیتی است که بیش از همه بر دوش صاحبان تریبون‌های رسمی قرار دارد.

لینک کوتاه:
https://booshehr24.ir/?p=38882

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه ترین خبرها