۹ تیر ۱۴۰۵

در فراق و سوگ زنده‌یاد «علی عبدالله‌زاده» یار دیرین بوشهرشناسی

امید زاهد | کارشناس پژوهشی بنیاد ایران شناسی شعبه بوشهر

شب‌هنگام بود که خبر تلخ و جانکاه وداع زنده‌یاد علی عبدالله‌زاده، فوتبالیست، فرهنگ‌دوست، دانامردی یگانه و مردی همیشه خوش‌خلق، خوش‌مشرب و خوش‌دل را با جهان فانی و سفرش به دیار باقی دریافت کردم. مرگی نابهنگام که دوستداران و آشنایانش را در بهت و اندوهی عمیق فرو برد. اما چه می‌توان کرد؟ به قول مفتون بردخونی:

«اجل در پیش و ما سویش روانیم… یکایک همچو خیل کاروانیم»

علی‌آقا از چهره‌های ثابت همایش‌ها و نشست‌های بنیاد ایران‌شناسی شعبه بوشهر (بوشهرشناسی) بود. با آن‌که کمتر سخن می‌گفت، اما در پایان جلسات، با همان تبسم همیشگی، نقدها و دیدگاه‌های خود را صادقانه و دلسوزانه بیان می‌کرد. نگاهی واقع‌بینانه داشت و می‌گفت: «امید! این‌طورها نیست که می‌گویند ما چه داشتیم و چه داریم.» سخنش از سر دغدغه بود؛ دغدغه‌ای برای شناخت درست فرهنگ و تاریخ این کهن دیار!

گویی او تاریخ و فرهنگ بوشهر، به‌ویژه خاطرات و هویت بافت قدیم شهر را با خود حمل می‌کرد. با لهجه گرم و خودمانی بوشهری سخن می‌گفت و از هرگونه تکلف و ظاهرسازی به دور بود. مردی صادق و پاک‌نهاد که برای اعتلای فرهنگ بوشهر می‌جوشید و می‌کوشید.

دلبسته ارسی‌ها، هلال‌های رنگین و چوب‌های کهن درهای بافت تاریخی بوشهر بود. عشق به معماری اصیل بوشهری را نه فقط در سخن، که در عمل نیز نشان داده بود؛ آن‌چنان که خانه خود را در میان معماری‌های مدرن، با چوب و عناصر سنتی آراسته بود. خانه‌ای با سبک و سیاق معماری چهارمحل که در دل خانه‌های امروزی، حرف‌های بسیاری برای گفتن داشت؛ گویی پناهگاهی بود برای حفظ خاطره و هویت بوشهر قدیم.

خود در متنی که در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده بود، نوشته بود (از قول  شاعر فرانسوی پل الوار)

«خواب دیدم ما را بریدند

و به کارخانه چوب بری بردند

آن‌ها که عاشق بودند پنجره شدند

آن‌ها که بی‌رحم، چوبه دار

از من اما دری ساختند برای گذشتن!»

چه تعبیر زیبایی از فروتنی و خدمت؛ وصفی که به‌خوبی با منش و شخصیت او همخوانی داشت.

او سمفونی رنگ، باد و نور را از دل کوچه‌های قدیمی بوشهر با خود به محله‌های جدید برده بود. آوازه ذوق و علاقه‌اش به فرهنگ و معماری بومی به گوشه و کنار رسیده بود و حضورش برای مشتاقان فرهنگ بوشهر، محفلی از انس و برای دوستداران این سرزمین، بارقه‌ای از امید بود.

مردی با مرام، داش‌مشتی، اهل مهر و صفا بود. دلی زنده داشت و راه عشق و وفا را به‌خوبی می‌شناخت. قدر دوستی، محبت و اصالت را می‌دانست و برای آن حرمت قائل بود. برای جامعه بوشهرشناسی، برای نشست‌های مسجد کوفه و برای دوستداران بافت قدیم بوشهر، فقدان این همراه اهل دل، ضایعه‌ای سنگین و اندوه‌بار است.

هوای بوشهر، سرزمینی که مردی چون او را در دامان خود پروراند، امروز دلتنگ فرزند برومند خویش است؛ فرزندی برخاسته از محله هلالی که سرانجام در عشق سوزان خود به شهر و دیار و سرزمینش بال گشود و پر کشید.

اکنون چگونه می‌توان غروب دل‌انگیز بوشهر را به تماشا نشست، بی‌آنکه جای خالی آن مرد خوش‌پوش، خوش‌مرام، خوش‌گفتار، خوش‌خلق و خوش‌طبع احساس نشود؟

و در پایان، برای زنده‌یاد علی عبدالله‌زاده؛ مردی که با کشتی شکسته عمر، همچنان به تجارت خیال و عشق خویش مشغول بود، از درگاه خداوند متعال رحمت و مغفرت مسئلت داریم و برای آرامش روح بلندش دعا می‌کنیم.

او دانامردی بود از تبار عاشقان و دلدادگان تاریخ و فرهنگ بوشهر؛ مردی که نام و یادش در حافظه فرهنگی این شهر و در دل دوستدارانش جاودانه خواهد ماند.

روحش شاد و یادش گرامی

لینک کوتاه:
https://booshehr24.ir/?p=43614

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه ترین خبرها