۱۱ تیر ۱۴۰۵

شکاف درونی؛ زمینه‌ساز تهدید بیرونی

ابراهیم مومن نسب

در روزگاری که تهدیدهای نظامی و رسانه‌ای قدرت‌های فرامنطقه‌ای، به‌ویژه آمریکا و اسرائیل، علیه ایران افزایش یافته، پرسشی بنیادین ذهن دغدغه مندان را به خود مشغول کرده است: «چرا با گذشت چهار دهه از استقرار نظام اسلامی، دشمنان همچنان بر طبل نفوذ و تجزیه می‌کوبند و در برخی مقاطع، حتی از حمایت‌های پنهان و آشکار معدودی از مردم نیز برخوردار می‌شوند؟»

پاسخ را نه در قدرت نظامی دشمن، که در وضعیت داخلی باید جست. دشمن وقتی جرأت تهدید می‌یابد که شکاف میان حاکمیت و ملت را عمیق ببیند. آمریکا و اسرائیل خوب می‌دانند که اگر اراده ملی در پشت حاکمیت قرار گیرد، هرگونه تهدیدی خنثی خواهد شد، اما اگر مردم احساس کنند در تصمیم‌گیری‌ها نادیده گرفته شده‌اند، اگر صدای اعتراض‌شان نسبت به بی‌عدالتی و ناکارآمدی به جایی نرسد، بی شک بستر برای فعالیت دشمن فراهم می‌شود.

حوادث دی‌ماه اخیر، نمونه‌ای روشن از این معضل بود. بسیاری از کسانی که در صف معترضان قرار گرفتند، نه دشمن، بلکه خسته از وضع موجود بودند. رنج‌دیده‌گانی که فریادشان بی‌پاسخ ماند و ناامیدی آنان را به سمتی سوق داد که دشمن با بهره‌برداری از همین خلأ عاطفی و اجتماعی، در پی به انحراف کشاندن اعتراضات برآمد. اینجا است که باید پرسید: چه بر مردم گذشت که برخی از آنان، از سر استیصال، به دشمن پناه بردند؟ آیا این نتیجه فاصله‌گرفتن حاکمیت از آرمان‌های عدالت‌محور و بی‌توجهی به خواست عمومی نیست؟

در این میان، عبرت‌های تاریخی نیز راهگشاست. حکومت علوی در نبرد جمل نشان داد که چگونه می‌توان با فریب‌خوردگان مدارا کرد، بدون آنکه دشمن اصلی را از نظر دور داشت. حضرت علی‌بن‌ابیطالب(ع) با آنکه در میدان نبرد پیروز شد، اما فتح را نه در خون‌ریزی، که در بازگرداندن دلها به مدار حق می‌دید. او عایشه را با احترام به مدینه فرستاد، بر پیکر طلحه اشک ریخت و فریب‌خوردگان را به جای تحقیر، هدایت کرد. این رفتار نه از سر ضعف، که از سر بصیرتی عمیق نسبت به آینده امت بود. او می‌دانست که اگر ریشه‌های نارضایتی درمان نشود، فتنه دوباره سر برمی‌آورد.

امروز نیز ما با همین آموزه روبه‌روییم. نمی‌توان انتظار داشت که مردم در برابر تهدیدهای خارجی یکپارچه بایستند، در حالی که در داخل، با بی‌عدالتی، فساد و ناکارآمدی دست‌به‌گریبانند. مفسدان اقتصادی باید مجازات شوند، نه توجیه. صدای معترضان باید شنیده شود، نه سرکوب. مردم باید صاحب کشور باشند تا از آن دفاع کنند.

اگر امروز شاهد آنیم که برخی از نیروهای اجتماعی، دل به دشمن بسته‌اند یا در دام رسانه‌های معاند گرفتار شده‌اند، این نتیجه مستقیم فاصله‌ای است که میان مردم و حاکمیت ایجاد شده است. دشمن از این شکاف تغذیه می‌کند و تهدیدهایش را عملی می‌پندارد. پس راه مقابله با تهدیدات خارجی، نه شعارهای تند و بی‌حاصل، که بازسازی سرمایه اجتماعی و بازگشت به مردم است.

عبرت از سیره علوی می‌آموزد که قاطعیت در برابر دشمن، با شفقت در برابر مردم منافاتی ندارد. اگر امروز آمریکا و اسرائیل را تهدیدی جدی می‌دانیم، باید بدانیم که قوی‌ترین سپر در برابر آنان، صرفا نه موشک‌های دوربرد، که رضایت عمومی و انسجام ملی است. ملتی که حاکمیت را از خود بداند، هرگز در برابر تهدید تسلیم نمی‌شود.

و سخن آخر آنکه: اگر بناست از علی(ع) درس بگیریم، باید بپذیریم که حکومت کردن به شیوه او، یعنی ایستادن در کنار مردم، نه بالای سر آنان. یعنی شنیدن صدای بی‌صدایان و التیام زخم‌های کهنه. یعنی بستن راه نفوذ دشمن، با ترمیم شکاف‌های داخلی. اینگونه است که تهدیدها رنگ می‌بازند و امنیت پایدار جایگزین آن می‌شود.

لینک کوتاه:
https://booshehr24.ir/?p=35369

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه ترین خبرها