عبدالرحمن برزگر
در روزهای پرالتهاب جنگ، روزهای اضطراب و نگرانی و زیر سایه ضربات بمباران سنگین دشمن، برای من که خود طعم جنگ را چشیده بودم، خاطرات تلخ ویرانی، آوارگی و دلهرههای آن دوران بیش از هر زمان دیگری زنده شد. در چنین شرایطی، بیش از هر زمان دیگر نیاز به حضور مردانی احساس میشد که فراتر از مسئولیتهای تعریفشده، بار سنگین امید و ثبات را به دوش بکشند.
شبهای دریانوردی بر روی شناور را به یاد میآورم؛ شبی فرمانده از من پرسید: «میترسی؟» و من با تمام وجودم حقیقت را گفتم. پاسخ دادم: “آری، از جنگ میترسم. از فردای پس از جنگ بسیار می ترسم.”
فرمانده گفت: “من هم می ترسم، همهی ما میترسیم؛ تو تنها نیستی، اما از مردن نمی ترسیم.” آری؛ ۸ سال از مردن نترسیدیم.
با این حال، نمیدانم چرا این بار، وحشت جنگی که سایه آن بر سر کشور افتاده بود، برایم رنگ و بویی دیگری داشت. گویی دشمن جنگ را به خیابانها کشانده و قصد داشت همانند روزهای تلخ خرمشهر، اعتماد مردم را هدف قرار دهد.
در این موقعیت بسیار به رئیسجمهور پزشکیان میاندیشیدم؛ به این گفته که ” جان و آبرویم فدای وطن/ چه کردیم که بین دولت و مردم فاصله افتاده، حاضرم جان، زندگی و نامم را برای ایران فدا کنم، اما حاضر نیستم زخم کشور عمیقتر شود. تلاش ما بر ترمیم مشکلات و اصلاح امور است، نه رویارویی بیثمر یا مسائل شخصی.” با خود میگفتم مردان سیاست، اگر به مردم و منافع ملی وفادار بمانند، میتوانند سختترین جنگها را نیز به صلحی پایدار تبدیل کنند.

در آن روزهای دشوار، تو ایستادی؛ نه تنها در جایگاه رئیسجمهور، بلکه در قامت فردی که برای حفظ آرامش، همبستگی و امید مردم، گاه نقش بسیاری از غایبان را نیز بر عهده گرفتی و تنها به مدیریت امور اجرایی محدود نماندی. گاه در میدان دیپلماسی، برای دفاع از حقوق ملت ایران و کاهش تنشها تلاش کردی و گاه در میدان بحران نیز مسئولیت سنگین حفظ ثبات و آرامش جامعه را بر دوش کشیدی.
کم لطفی است که تو را فراموش کنیم. در فحوای سخنانت بارها این پیام را منتقل کردی که «صلح تنها نبود جنگ نیست؛ صلح حاصل گفتوگو، درک متقابل و ارادهای جمعی برای ساختن آیندهای امنتر است.»
همین نگاه بود که به بسیاری از ما امید داد و این باور را تقویت کرد که رأی ما به تو در مسیر عقلانیت، اعتدال و منافع ملی بوده است. باز هم برایت پوستر می چسپانم و به گزافه گویی دیگران بهایی نخواهم داد. تو در زمین دیگران بازی نکردی و تلاش کردی جایگاه مردمی خود را حفظ و تقویت کنی.
امروز نیز در جهانی که سرنوشت ملتها بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گره خورده است، نمیتوان چشم بر واقعیتهای پیرامون بست.
مرور یادداشت تفاهم پایان جنگ و سلام به صلح، نگاهی تازه و واقعبینانه را به جهان هدیه می دهد؛ نگاهی که به جای تنش و سوءظن، بر اشتراکات، منافع متقابل و فرصتهای همکاری منطقهای و بینالمللی متمرکز است. صلح و ثبات پایدار، نه از مسیر انزوا و رجز خوانی فحاشی، بلکه از راه تعامل هوشمندانه، دیپلماسی فعال و حفظ اقتدار ملی حاصل میشود.
تاریخ درباره عملکرد افراد قضاوت خواهد کرد، اما آنچه در حافظه مردم باقی میماند، حضور و ایستادگی در روزهای سخت است؛ روزهایی که کشور بیش از هر چیز به امید، عقلانیت، وحدت و مسئولیتپذیری نیاز داشت و دارد.