سعید دوانی
اشتغال جوانان بومی، مهمترین مطالبه مردم استان بوشهر است. این مطالبه نه قابل انکار است و نه باید از پیگیری آن دست کشید. اما در کنار مطالبهگری، پرسشی مهم نیز وجود دارد؛ اینکه هزینه انتشار روایتهای غیرمستند و القای بیاعتمادی نسبت به مسیرهای رسمی اشتغال را چه کسی میپردازد؟
پاسخ، نه یک مدیر است و نه یک سازمان؛ این هزینه را جوانی میپردازد که هنوز وارد بازار کار نشده است.

وقتی هر روز این پیام در فضای مجازی تکرار شود که «استخدامها از قبل تعیین شده»، «تلاش فایدهای ندارد» یا «هیچ راهی برای ورود نیروهای بومی وجود ندارد»، اولین قربانی این روایتها، امید است؛ امیدی که سرمایه اصلی یک نوجوان برای ساختن آینده خود به شمار میرود.
امروز بسیاری از دانشآموزان و نوجوانان استان بوشهر با این پرسش روبهرو هستند که آیا ادامه تحصیل در رشتههای مرتبط با نفت، گاز، پتروشیمی، برق، مکانیک، ابزار دقیق، شیمی، ایمنی، جوشکاری و دیگر مهارتهای مورد نیاز صنعت، آیندهای برای آنان خواهد ساخت یا خیر؟ اگر پاسخ این پرسش، زیر سایه شایعات و روایتهای ناامیدکننده، همواره «نه» باشد، طبیعی است که انگیزه برای برنامهریزی، مهارتآموزی و حتی انتخاب رشتههای مورد نیاز صنعت نیز کاهش پیدا کند.
این آسیب، تنها متوجه صنایع پارس جنوبی نیست. پیامد آن میتواند در همه ظرفیتهای صنعتی استان، از صنایع نفت، گاز و پتروشیمی گرفته تا صنایع دریایی، نیروگاهی، هستهای و دیگر حوزههای بزرگ اشتغال، خود را نشان دهد. جوانی که باور کند هیچ مسیر عادلانهای برای ورود به بازار کار وجود ندارد، دیگر نه رزومهای ارسال میکند، نه در دورههای آموزشی شرکت میکند و نه برای ارتقای تواناییهای خود سرمایهگذاری خواهد کرد.
در چنین شرایطی، بزرگترین خسارت، کاهش سرمایه انسانی استان است؛ سرمایهای که با سالها آموزش، هزینه و برنامهریزی شکل میگیرد اما ممکن است تنها با تکرار مداوم روایتهای مأیوسکننده، از مسیر توسعه فاصله بگیرد.
هیچکس مدعی نیست که همه مشکلات اشتغال برطرف شده یا جوانان بومی به همه حقوق خود رسیدهاند. همچنان باید مطالبه کرد، نظارت داشت و از مسئولان پاسخ خواست.
در عین حال، نمیتوان از کنار واقعیتی گذشت که طی چند سال گذشته، روند اشتغال نیروهای بومی در بخشی از صنایع منطقه، هرچند تدریجی، رو به بهبود بوده است؛ روندی که حاصل تعامل میان دستگاههای مسئول، همراهی شرکتهای مستقر در منطقه و پیگیریهای مستمر واحد کار و خدمات اشتغال سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس برای تقویت سهم نیروهای بومی است. این اقدامات هنوز تا نقطه مطلوب فاصله دارد، اما نشان میدهد مسیر اصلاح آغاز شده و آنچه امروز بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، استمرار، حمایت و اعتماد عمومی است.
اما میان مطالبهگری مستند و ترویج بیاعتمادی، فاصلهای جدی وجود دارد.
نقد منصفانه، موتور اصلاح است؛ اما ناامید کردن نسل جوان، ترمز توسعه است.
اگر امروز در برخی بخشها روند افزایش سهم نیروهای بومی آغاز شده، اگر مسیرهای آموزش، کارآموزی و تعامل بیشتر میان صنعت و جامعه محلی در حال شکلگیری است، این مسیر بیش از هر چیز به اعتماد عمومی نیاز دارد. اعتماد، به معنای چشمپوشی از کاستیها نیست؛ بلکه به معنای باور داشتن به امکان اصلاح و مشارکت در بهبود شرایط است.
نباید اجازه داد نسل نوجوان و جوان استان بوشهر، پیش از آنکه فرصت رقابت پیدا کند، در ذهن خود شکست را پذیرفته باشد. بزرگترین سرمایه این استان، تنها میدانهای گازی و مجتمعهای پتروشیمی نیست؛ سرمایه واقعی، جوانانی هستند که اگر امید را از آنان بگیریم، هیچ صنعت بزرگی نیز قادر به جبران این خسارت نخواهد بود.
بنابراین، مسئولیت همه ما، از مدیران و رسانهها تا نخبگان، مطالبهگران و فعالان اجتماعی، آن است که در کنار نقد صریح و مطالبه جدی، از انتشار روایتهایی که بدون پشتوانه مستند، اعتماد عمومی را هدف قرار میدهد پرهیز کنیم. آینده اشتغال استان، بیش از هر چیز، به حفظ همین سرمایه نامرئی یعنی «امید» وابسته است؛ زیرا ناامیدی جوانان، چیزی جز میوه ترویج و پمپاژ بیاعتمادی در حوزه اشتغال نیروهای بومی نیست.