سعید حسامالدینی
این روزها که بنادر و اسکلههای جنوب زیر آتش و تنشهای نظامی قرار گرفتهاند، مستندات میدانی از عمق بحران معیشتی کارگران و صیادان در استان هایی نظیر بوشهر حکایت دارد؛ دردی که ریشههای آن بسیار پیش از درگیریهای اخیر شکل گرفته است.

در بخش صنعتی، کارگران عسلویه و پارس جنوبی با پیامدهای کاهش ظرفیت تولید دستوپنجه نرم میکنند. با بازگشت موقت فعالیتها به سطح ۳۰ درصد، اضافهکارها و مزایای معیشتی کارگران ارکان ثالث، پیمانی و شرکتی قطع شده و مطالبات دیرینه آنان برای «تبدیل وضعیت» همچنان در دالانهای دیوانسالاری بیپاسخ مانده است.
اما وضعیت در بخش صیادی استان به مراتب بحرانیتر است. صیادان بومی بوشهر با وجود خطرات امنیتی دریا، به دلیل تامین معیشت، ناگزیر به ادامه فعالیت هستند.
در روستای ساحلی «بنود» عسلویه، صیادان حتی قایقهای کوچک خود را در جریان حملات از دست دادهاند.
در این بین، صیادان قایقدار استان با بحران سوخت روبرو هستند؛ سهمیه دولتی بنزین تنها کفاف نیمی از ماه را میدهد و آنان مجبورند برای هر گالن ۲۰ لیتری سوخت آزاد، مبالغ سنگینی بین ۲.۵ تا ۳ میلیون تومان به دلالان بپردازند؛ هزینهای که تراز مالی صید را کاملاً منفی میکند.
از سوی دیگر، مقایسه صیدگاههای جنوب نشاندهنده توزیع نابرابر فشار بر منابع دریایی است. اگرچه استان بوشهر به دلیل وسعت جغرافیایی، حدود ۱۲ تا ۱۳ برابر استان همجوار خود (خوزستان) از نوار ساحلی و صیدگاههای غنی خلیجفارس بهرهمند است، اما هجوم شناورها و عدم بازسازی ذخایر آبزیان، بازدهی صید را به شدت کاهش داده است.
برخلاف شایعات مربوط به درآمدهای نجومی، بررسیهای میدانی نشان میدهد که درآمد ماهانه صیادان و ملوانان بوشهری به دلیل نوسانات شدید صید و هزینههای سرسامآور شناورها، در نهایت از میانگین ۲۰ میلیون تومان فراتر نمیرود که این رقم از حداقل دستمزد قانون کار نیز کمتر است. بدین ترتیب، جامعه ساحلنشین بوشهر میان ضربه های هزینه زندگی و پتک ناامنی دریا، روزگار سختی را سپری میکند.