۹ تیر ۱۴۰۵

بوشهر ۲۴؛ سید حسین موسوی: صبح ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ بود که خبرگزاری‌های رسمی ایران خبر از شنیده شدن صدای انفجارهای سهمگین در آسمان تهران، اصفهان و دیگر شهرها منتشر کردند؛ انفجارهایی که نشان می‌داد فصل تازه‌ای از تنش میان دو ایران و رژیم صهیونیستی وارد مرحله عملیاتی شده است. رسانه‌های داخلی در گزارش‌های زنده خود از فعال شدن پدافند هوایی در پاسخ به حملات اسرائیل نوشتند.

به گزارش بوشهر ۲۴ به نقل از خبرگزاری فارس؛ در همان لحظات اولیه، شبکه‌های داخلی کشور با پوشش بی‌وقفه اعلام کردند که نیروهای مسلح ایران «با قاطعیت و شجاعت» به تجاوز پاسخ خواهند داد و با این اخبار تلاش کردند آرامش روانی جامعه را حفظ کنند.با این حال، همان‌طور که جنگ واقعی در میدان ادامه داشت، جنگ دیگری در رسانه‌ها شکل گرفت؛ رسانه‌های خارجی و شبکه‌های اجتماعی پر شد از ادعاهایی درباره هدف گرفته شدن تأسیسات هسته‌ای ایران، گسترش تهدید رادیواکتیو و خطر قریب‌الوقوع حادثه‌ای هسته‌ای؛ ادعاهایی که در رسانه‌های رسمی ایران بارها تکذیب یا به‌صورت تحلیلی پاسخ داده شد.

در طول جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونیستی، اگرچه تمرکز اصلی در رسانه‌های خارجی بر حملات به مراکز نظامی و هسته‌ای مختلف بود، اما افزون بر همه این خبرپراکنی ها، جوسازی های پراکنده دیگری حول نیروگاه هسته ای بوشهر ایجاد شده بود. عملیات روانی که توسط رسانه های دشمن تلاش می کرد تا افکار عمومی در بوشهر را نگران و مضطرب کند. رسانه هایی که هربار نسبت به وضعیت نیروگاه اتمی بوشهر تشکیک ایجاد می کردند تا اوضاع را ملتهب کنند؛ با این حال مسئولان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و نیز سازمان انرژی اتمی کشور اعلام کردند که حملاتی متوجه نیروگاه اتمی بوشهر نبوده است.

با این حال، فضای نظامی این درگیری کاملاً پرتنش بود؛ فرمانده ارتش نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که در طول این جنگ ارتش جمهوری اسلامی پهپادها و هواگردهای دشمن را چندین بار رهگیری و منهدم کرد و پدافند هوایی در اکثر روزهای درگیری فعال بوده است.

رسانه‌های داخلی گزارش دادند که در استان‌های جنوبی، از جمله بوشهر و بخش‌های نفتی و گازی پیرامون آن، صداهای پدافند هوایی و هشدارهای دفاع هوایی شنیده می‌شد و چندین موقعیت نظامی در معرض تهدید پهپادی قرار گرفت. این کنش واقعی پدافند و حضور جنگ‌افزارهای دشمن در آسمان استراتژیک بوشهر (هر چند نه با هدف نیروگاه بوشهر) بهانه‌ای شد تا رسانه‌های خارجی، خصوصاً در شبکه‌های خبری غربی و منطقه‌ای، تصویر ذهنی خطر قریب‌الوقوع برای نیروگاه هسته‌ای بوشهر بسازند. حتی وقتی سازمان‌های بین‌المللی و گزارش‌های رسمی بیان کردند که نیروگاه آسیبی ندیده است. با این حال فعالیت نیروگاه بوشهر بی وقفه ادامه داشت.

رسانه‌های خارجی نیز نقل قول‌هایی از مقامات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و کارشناسان منتشر کردند که هشدار می‌دادند: «حمله به نیروگاه بوشهر می‌تواند پیامدهای هسته‌ای جدی داشته باشد» حتی اگر چنین حمله‌ای رخ نداده باشد.اینترنشنال تلویزیون نزدیک به رژیم صهیونیستی روز (۲۹ خرداد ۱۴۰۴) از قول یک مقام نظامی اسرائیل عنوان کرد: به نیروگاه اتمی بوشهر حمله نکردیم و نقل قول مطرح شده اشتباه بود.«در این گزارش ایران اینترنشنال اشاره می‌کند که ادعاها درباره حمله اسرائیل به نیروگاه بوشهر ابتدا منتشر شده بود، اما بعداً یک مقام نظامی اسرائیل گفت که این موضوع اشتباه بوده و حمله‌ای به نیروگاه انجام نشده است» این خبر نشان می دهد که پراکندگی خبرهای ضد و نقیض و احتمال جوسازی یا اشتباه رسانه‌ای در اوج درگیری تا چه اندازه زیاد بوده است.

با این حال ایران اینترنشنال در همان روز (۲۹ خرداد ۱۴۰۴) خبر از درخواست روسیه برای توقف حمله اسرائیل به نیروگاه بوشهر را منتشر می کند. این رسانه گزارش داد که وزارت امور خارجه روسیه رسماً از اسرائیل خواسته حملات به نیروگاه بوشهر را متوقف کند. ادعایی که برای مخاطب این تصویر را می‌ساخت که نیروگاه در معرض خطر مستقیم است.

الجزیره قطر هم به نقل از مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هشدار داده که حمله مستقیم به نیروگاه بوشهر می‌تواند پیامدهای بسیار خطرناک رادیواکتیو داشته باشد، هرچند واقعاً چنین حمله‌ای گزارش نشده بود.

در پوشش خبری BBC هم بخش زیادی از گزارش‌ها بر حملات اسرائیل به سایت‌های هسته‌ای و تهدیدهای مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران تمرکز داشت، که کمک می‌کرد ذهن مخاطب به‌سمت تصویر «تهدید مداوم نیروگاه‌ها» سوق داده شود.برخی رسانه های داخلی هم به نقل از رویترز از قول الکسی لیخاچف‌ مدیرعامل شرکت «روس‌‎اتم» روسیه نوشتند: به کار خود در نیروگاه هسته‌ای بوشهر ادامه می‌دهیم. مانند هر تاسیسات غیرنظامی دیگر، نیروگاه بوشهر در برابر تهاجم عمدی محافظت نشده است و حمله به آن برای منطقه فاجعه‌بار خواهد بود.

تداوم کار نیروگاه در میانه جنگ روانی

در حالی که فضای رسانه‌ای خارج از ایران مملو از هشدارها، تحلیل‌های نگران‌کننده و سناریوهای آخرالزمانی درباره نیروگاه هسته‌ای بوشهر بود، واقعیت در جنوب کشور مسیر دیگری را طی می‌کرد. نیروگاه هسته‌ای بوشهر در تمام طول جنگ ۱۲ روزه، بدون هیچ‌گونه اختلال فنی یا توقف عملیاتی، به فعالیت خود ادامه داد.بر اساس گزارش‌های رسمی و اظهارات مسئولان صنعت هسته‌ای، تمامی سامانه‌های ایمنی نیروگاه فعال بود و تولید برق طبق برنامه انجام می‌شد. متخصصان داخلی، در کنار کارشناسان خارجی مستقر در نیروگاه، به‌صورت شبانه‌روزی شرایط را رصد می‌کردند تا کوچک‌ترین تهدید احتمالی نیز پیش از تبدیل شدن به بحران، مدیریت شود.

در این مدت، نه حمله مستقیمی به نیروگاه صورت گرفت و نه آسیبی به بخش‌های حیاتی آن وارد شد. حتی همزمان با شنیده شدن صدای پدافند هوایی در سطح استان بوشهر و رهگیری تهدیدات پهپادی در مناطق اطراف، فعالیت نیروگاه در چارچوب استانداردهای سخت‌گیرانه ایمنی ادامه یافت؛ مسئله‌ای که نشان می‌داد مرز روشنی میان تحرکات نظامی منطقه‌ای و امنیت فنی یک تأسیسات هسته‌ای برقرار شده است.

این واقعیت میدانی، تضادی آشکار با تصویری داشت که برخی رسانه‌های خارجی ترسیم می‌کردند؛ تصویری که از «نیروگاهی در آستانه فاجعه» سخن می‌گفت، در حالی که در عمل، نیروگاه بوشهر یکی از پایدارترین روزهای کاری خود را پشت سر می‌گذاشت. برای کارکنان این مجموعه، جنگ روانی رسانه‌ها نه یک عامل توقف، بلکه آزمونی برای نمایش توان فنی، انضباط عملیاتی و اتکای صنعت هسته‌ای ایران به دانش بومی و همکاری‌های تخصصی بین‌المللی بود.

جوسازی رسانه‌ای از منظر سواد رسانه‌

بررسی نحوه پوشش خبری نیروگاه هسته‌ای بوشهر در جریان جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل نشان می‌دهد که بخش مهمی از اخبار منتشرشده در برخی رسانه‌های خارجی، نه با هدف اطلاع‌رسانی دقیق، بلکه در چارچوب یک عملیات رسانه‌ای و روانی شکل گرفته بود. در این فضا، انتخاب موضوع، زاویه روایت و حتی واژگان مورد استفاده، به‌گونه‌ای طراحی شده بود که توجه افکار عمومی را از واقعیت‌های میدانی دور کرده و بر سناریوهای پرهراس و فرضی متمرکز سازد.

این رویکرد، نمونه‌ای روشن از نقش فعال رسانه‌ها در جنگ‌های نوین است؛ جنگ‌هایی که در آن‌ها ذهن مخاطب، میدان اصلی درگیری محسوب می‌شود.یکی از مهم‌ترین تکنیک‌های به‌کاررفته در این جوسازی‌ها، برجسته‌سازی هدفمند موضوع نیروگاه بوشهر بود. در حالی که تحولات نظامی متعددی در طول جنگ رخ می‌داد و مناطق مختلفی درگیر تنش بودند، تمرکز مداوم بر نیروگاه هسته‌ای باعث شد این تأسیسات به کانون نگرانی رسانه‌ای تبدیل شود. تکرار نام نیروگاه بوشهر در تیترها و تحلیل‌ها، حتی بدون ارائه اطلاعات جدید، این تصور را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کرد که خطری دائمی و قریب‌الوقوع وجود دارد؛ خطری که در واقعیت میدانی تأیید نمی‌شد.

هم‌زمان با این برجسته‌سازی، رسانه‌ها از تکنیک چارچوب‌سازی نیز بهره گرفتند. نیروگاه بوشهر در بسیاری از گزارش‌ها نه به‌عنوان یک تأسیسات تولید برق با استانداردهای ایمنی بالا، بلکه به‌عنوان یک تهدید بالقوه برای جان مردم و محیط‌زیست منطقه معرفی شد. استفاده مکرر از مفاهیمی چون «فاجعه هسته‌ای»، «نشت رادیواکتیو» و «چرنوبیل دوم»، ذهن مخاطب را به سمت بدترین سناریوهای ممکن سوق می‌داد؛ حتی زمانی که خبرها به‌صورت مشروط و در قالب هشدار مطرح می‌شدند. این نوع روایت، مرز میان احتمال و واقعیت را کمرنگ می‌کرد و اضطراب را جایگزین تحلیل عقلانی می‌ساخت.عنصر دیگر این جنگ روانی، اتکا به منابع مبهم و غیرقابل راستی‌آزمایی بود. بخش قابل‌توجهی از گزارش‌ها به نقل از «منابع آگاه»، «کارشناسان مستقل» یا «مقامات امنیتی» منتشر می‌شد، بدون آن‌که هویت، تخصص یا جایگاه این منابع به‌روشنی مشخص شود.

چنین شیوه‌ای به رسانه امکان می‌دهد مسئولیت صحت خبر را از دوش خود بردارد، در حالی که مخاطب در معرض اطلاعاتی قرار می‌گیرد که امکان بررسی و ارزیابی آن‌ها را ندارد. نتیجه این روند، شکل‌گیری فضای بی‌اعتمادی و نگرانی مداوم در افکار عمومی است.تکرار پیوسته این روایت‌ها نیز نقش مهمی در تثبیت فضای روانی مورد نظر داشت. حتی زمانی که هیچ تحول تازه‌ای رخ نداده بود، بازنشر هشدارها، تحلیل‌های مشابه و سناریوهای تکراری باعث می‌شد احساس بحران دائماً بازتولید شود. در سواد رسانه‌ای، این تکنیک به‌عنوان «انباشت خبری» شناخته می‌شود؛ روشی که با تکرار یک گزاره، آن را به‌تدریج به یک واقعیت ذهنی تبدیل می‌کند، حتی اگر شواهد عینی از آن پشتیبانی نکنند.

در کنار این موارد، تصویرسازی احساسی نیز سهم قابل‌توجهی در تشدید جوسازی‌ها داشت. استفاده از تصاویر آرشیوی حوادث هسته‌ای در کشورهای دیگر، نقشه‌های هشدارآمیز و زبان بصری بحران‌محور، فضایی می‌ساخت که بیشتر بر ترس مخاطب تکیه داشت تا بر داده‌های فنی و واقعی. این تصاویر، هرچند ارتباط مستقیمی با وضعیت نیروگاه بوشهر نداشتند، اما تأثیر عاطفی بالایی ایجاد می‌کردند و تحلیل منطقی را به حاشیه می‌راندند.

از منظر اهداف، چنین جوسازی رسانه‌ای را می‌توان تلاشی برای ایجاد فشار چندلایه دانست؛ فشاری که هم افکار عمومی داخلی را هدف می‌گرفت و هم زمینه‌ساز فشارهای سیاسی و بین‌المللی می‌شد. القای خطر هسته‌ای، امکان مشروعیت‌بخشی به مواضع خصمانه، افزایش حساسیت نهادهای بین‌المللی و تضعیف اعتماد عمومی را فراهم می‌کرد.

در عین حال، این فضاسازی‌ها می‌توانست توجه افکار عمومی را از واقعیت‌های میدانی جنگ منحرف کرده و آن را به سمت سناریوهای فرضی سوق دهد.در نهایت، تجربه جوسازی رسانه‌ای پیرامون نیروگاه هسته‌ای بوشهر نشان می‌دهد که در شرایط بحران و جنگ، رسانه‌ها می‌توانند از جایگاه اطلاع‌رسان، به ابزار تأثیرگذاری روانی تبدیل شوند. تشخیص این مرز، تنها با ارتقای سواد رسانه‌ای مخاطبان ممکن است؛ سوادی که به مخاطب می‌آموزد هر خبر را نه صرفاً بر اساس هیجان و تیتر، بلکه با پرسش از منبع، نیت و پیامد آن تحلیل کند.

وقتی عددها جای هیاهو را می‌گیرند

در میانه آن همه هیاهوی خبری، هشدارهای پررنگ و تحلیل‌های آمیخته به ترس، نیروگاه هسته‌ای بوشهر بی‌سروصدا کار خود را انجام می‌داد؛ همان کاری که برای آن ساخته شده است. این نیروگاه با ظرفیت تولید حدود هزار مگاوات برق، سالانه به‌طور متوسط ۷ تا ۸ میلیارد کیلووات‌ساعت برق به شبکه سراسری کشور تزریق می‌کند؛ رقمی که معادل تأمین برق میلیون‌ها خانوار ایرانی است.

در روزهایی که برخی رسانه‌ها از «خطر قریب‌الوقوع» سخن می‌گفتند، توربین‌های بوشهر همچنان می‌چرخیدند و برق تولید می‌کردند.کارکرد این نیروگاه تنها به تولید برق محدود نمی‌شود. فعالیت نیروگاه بوشهر سالانه از مصرف حدود ۱۰ تا ۱۱ میلیون بشکه معادل نفت خام جلوگیری می‌کند؛ صرفه‌جویی‌ای که هم در کاهش هزینه‌های انرژی کشور مؤثر است و هم در کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی. در کنار آن، جلوگیری از انتشار میلیون‌ها تُن گازهای گلخانه‌ای، بوشهر را به یکی از مؤثرترین پروژه‌های ایران در حوزه انرژی پاک تبدیل کرده است؛ واقعیتی که در هیچ‌یک از روایت‌های هراس‌آلود رسانه‌ای جایی نداشت.

ایستادگی متخصصان چون کوه

اما شاید مهم‌تر از اعداد، انسان‌هایی باشند که پشت این اعداد ایستاده‌اند. صدها متخصص ایرانی، در کنار کارشناسان خارجی مستقر در نیروگاه، در تمام طول جنگ ۱۲ روزه با دقت، آرامش و انضباط حرفه‌ای، شیفت‌های کاری خود را ادامه دادند. برای آن‌ها، جنگ روانی رسانه‌ها نه نشانه بحران، بلکه آزمونی برای نشان دادن بلوغ فنی و مدیریتی صنعت هسته‌ای کشور بود.

آزمونی که بدون توقف تولید، بدون حادثه و بدون اختلال از آن عبور شد.در نهایت، آنچه باقی ماند، نه تیترهای هیجان‌زده و تحلیل‌های مبتنی بر ترس، بلکه واقعیتی عینی بود؛ نیروگاه هسته‌ای بوشهر ایستاد، کار کرد و کشور را روشن نگه داشت. در حالی که برخی رسانه‌ها از «فاجعه احتمالی» می‌نوشتند، این نیروگاه به نمادی از ثبات، تخصص و اتکای ایران به توان خود تبدیل شد؛ نمادی که نشان داد فاصله میان واقعیت و روایت، گاهی به اندازه چند کلیک رسانه‌ای است، اما آنچه سرنوشت کشور را رقم می‌زند، نه جوسازی، بلکه کار مداوم، دانش فنی و اعتماد به توان ملی است.

لینک کوتاه:
https://booshehr24.ir/?p=30534

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه ترین خبرها